دختر موسی

ما در کنار دختر موسی نشسته ایم
عمریست محو او به تماشا نشسته ایم

اینجا کویر داغ و نمک زار شور نیست
ما روبروی پهنه ی دریا نشسته ایم

بوی مدینه می وزد از شهر قم، بدان
ما در جوار حضرت  زهرا نشسته ایم

.......
ألسَّلاَمُ عَلَیکِ یَا فَاطِمَةَ المَعصُومِه سلام الله علیها

شهادت حضرت معصومه



یوسف چرا به گوشه ی کنعان نمی رسد
این هجر، این عذاب به پایان نمی رسد

خشکم زده، ترک ترکم، تشنه ام، چرا
بارانِ رحمتی به بیابان نمی رسد

راهی شدم ز شهر و دیاری که داشتم
چشم ترم به حضرت باران نمی رسد

آه ای برادرم سر و سامانِ من تویی
این خواهرِ تو به سر و سامان نمی رسد

هم نیست قسمتم برسم محضرت رضا
هم بر لبِ ترک زده ام جان نمی رسد

در بینِ بسترم، نفسم با تو می زند
جانانِ من، به این دلِ ویران نمی رسد؟

قسمت نبود پیش تو باشم عزیز من
کارم دگر به دارو و درمان نمی رسد

آنقدرْ ناخوشم که در این لحظه های تلخ
دستم به سمتِ زلفِ پریشان نمی رسد

گرچه برادرانِ مرا سر بریده اند
آهم به آهِ زینبِ نالان نمی رسد

زینب دلش گرفت و صدا زد، خدای من
یک تن به دادِ این لب عطشان نمی رسد؟

شکرخدا نه نیزه، نه شمشیر خورده ای
نه از کمان حرمله ها تیر خورده ای

روی قبرم بنویسید که خواهر بودم


روی قبرم بنویسید که خواهر بودم
سالها منتظر روی برادر بودم

روی قبرم بنویسید جدایی سخت است
اینهمه راه بیایم ،تو نیایی سخت است

یوسفم رفته واز آمدنش بی خبرم
سالها میشود از پیرهنش بی خبرم

روی قبرم بنویسید ندیده رفتم
با تن خسته وبا قد خمیده رفتم

بنویسید همه دور و برم ریخته اند
چقدر دسته ی گل روی سرم ریخته اند

چقدر مردم این شهر ولایی خوبند
که سرم را نشکستند خدایی خوبند

بنویسید در این شهر سرم سنگ نخورد
به خداوند قسم بال وپرم سنگ نخورد

چادرم دور وبرم بود وبه پایی نگرفت
معجرم روی سرم بود وبه جایی نگرفت ... 


من کجا شام کجا زینب بی یار کجا؟
من کجا بام کجا کوچه وبازار کجا؟

بنویسید که محبين همه مال هم اند
هر کجا نیز که باشند به دنبال هم اند

گر زمانی به سوی شاه خراسان رفتید
من نبودم به سوی مرقد جانان رفتید...

روی قبرش بنویسید برادر بوده
سالها منتظر دیدن خواهر بوده

روی قبرش بنویسید که عطشان نشده
بدنش پیش نگاه همه عریان نشده

بنویسید کفن بود،خدایا شکرت
هرچه هم بود بدن بود خدایا شکرت

یار هم آنقدری داشت که غارت نشود
در کنارش پسری داشت که غارت نشود

اوکجا نیزه کجا گودی گودال کجا؟
اوکجا شمر کجا پیکر بی سر کجا؟ ...

 بنویسید سری بر سر نی جا میکرد
خواهری از جلوی خیمه تماشا میکرد

کریمه اهل بیت (ع)

🔘آيا مي دانيد چرا به حضرت معصومه سلام الله عليها، كريمه اهل بيت مي گويند

لقب ديگر حضرت معصومه(س) «كريمه اهل بيت» است. اين لقب نيز بر اساس رؤياى صادقانه يكى از بزرگان، از سوى اهل بيت به اين بانوى گرانقدر داده شده است. ماجراى اين رؤياى صادقانه بدين شرح است :

👈مرحوم آيت اللّه سيّد محمود مرعشى نجفى، پدر بزرگوار آيت اللّه سيد شهاب الدين مرعشى (ره) بسيار علاقه مند بود كه محل قبر شريف حضرت صدّيقه طاهره (س) را به دست آورد. ختم مجرّبى انتخاب كرد و چهل شب به آن پرداخت. شب چهلم پس از به پايان رساندن ختم و توسّل بسيار، استراحت كرد. در عالم رؤيا به محضر مقدّس حضرت باقر(ع) و يا امام صادق (ع) مشرّف شد.
امام به ايشان فرمودند:
«عَلَيْكَ بِكَرِيمَةِ اَهْل ِ الْبَْيت ِ.»
يعنى به دامان كريمه اهل بيت چنگ بزن . ايشان به گمان اينكه منظور امام (ع) حضرت زهرا(س) است، عرض كرد: «قربانت گردم، من اين ختم قرآن را براى دانستن محل دقيق قبر شريف آن حضرت گرفتم تا بهتر به زيارتش مشرّف شوم.»امام فرمود: «منظور من، قبر شريف حضرت معصومه در قم است.» سپس افزود:«به دليل مصالحى خداوند مى خواهد محل قبر شريف حضرت زهرا(س) پنهان بماند؛ از اين رو قبر حضرت معصومه(س) را تجلّى گاه قبر شريف حضرت زهرا(س) قرار داده است. اگر قرار بود قبر آن حضرت ظاهر باشد و جلال و جبروتى براى آن مقدّر بود، خداوند همان جلال و جبروت را به قبر مطهّر حضرت معصومه(س) داده است.»مرحوم مرعشى نجفى هنگامى كه از خواب برخاست، تصميم گرفت رخت سفر بر بندد و به قصد زيارت حضرت معصومه (س) رهسپار ايران شود. وى بى درنگ آماده سفر شدو همراه خانواده اش نجف اشرف را به قصد زيارت كريمه اهل بيت ترك كرد.

یا فاطمه معصومه (س)

یا فاطمه معصومه (س)

از چه تمام فاطمه ها عمرشان کم است؟
دنیا چرا به فاطمه نا مهربان شده

یاحضرت معصومه(س)



هرشب میان بستر خود گریه می کنی
با حال گریه آور خود گریه می کنی


اصلا تمام اهل جهان گریه می کنند
تا با نگاه مضطر خود گریه می کنی


"سرهای قدسیان همه بر زانوی غم است"
باهر اشاره ی سر خود گریه می کنی


هرلحظه خواهرانه رضا را صدا زدی
از دوری برادر خود گریه می کنی


کشتی عمر ناب تو پهلو گرفته است
در لحظه های آخر خود گریه می کنی


وقتی که خیره بر در و دیوار می شوی
داری به یاد مادر خود گریه می کنی

آتش میان ساحت گلخانه پا گرفت
در بین کوچه ها نفس مرتضی گرفت

یا فاطمة اشفعي لي في الجنة

افسران - السلام علیک یا کریمه اهل بیت
 
 
 
کبوتران، سیاه پوش غمی بزرگ بر رواق حرم
مرثیه می خوانند و زائران، اشک ریز و ماتم زده،
رفتنت را به سوگ نشسته اند.
وفات فاطمه معصومه (سلام الله علیه) تسلیت باد

السلام علیک یا فاطمة مصومه

شعر شهادت حضرت فاطمه معصومه (س)

جود و کرامت از کرمش جاودان شده

هر چه دخیل هست به سویش روان شده

 

جبریل هم اگر برسد در حریم او

حس میکند که وارد صحن جنان شده

 

او ظاهرش بتول ولی باطنش علی است

در پشت آن جمال، جلالی نهان شده

 

از چه تمام فاطمه ها عمرشان کم است

دنیا چرا به "فاطمه " نا مهربان شده

 

خواهر حریف هجر برادر نمیشود

بیهوده نیست اینهمه قدش کمان شده

 

با احترام آمد و با احترام رفت

هر آنچه شأن اوست در اینجا همان شده

 

دور و برش فرشته نگهبان معجرش

پس ما فدای زینب بی پاسبان شده

 

گاهی میان محمل نامحرمان شهر

گاهی میان محمل بی سایبان شده

 

شکر خدا مقام تو زخم زبان نخورد

شکر خدا برادر تو خیزران نخورد

 

علی اکبر لطیفیان